| X | ||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
چگونه به بچهها اهمیت دهیم؟ بسیاری از روان شناسان فکر می کنند مهمترین چیزی که به والدین کمک می کند تا کودکان موفقی را پرورش دهند عشق ورزیدن به آنهاست. البته سخنان روان شناسان بسیار منطقی به نظر می رسد چون بچه ها نیاز دارند که والدینشان آنها را دوست داشته باشند، اما ما والدین چطور می توانیم به آنها نشان دهیم که دوستشان داریم. یکی از راه های موثر برای نشان دادن عشق به فرزندانمان این است که برای خانواده خود در طول یک روز وقت صرف کنیم. طی روز بهتر است تمام توجه خودمان را به فرزندانمان معطوف کنیم و به همراه اعضای خانواده فعالیت های مورد علاقه آنها را انجام دهیم. مثلا با آنها بازی کنیم، ورزش کنیم یا اگر مشغول انجام پروژه یا تکلیفی برای مدرسه خود هستند به آنها کمک کنیم. مهمترین ویژگی این روش آن است که فرزندان و والدین با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. وقتی والدین به چیزی که بچه ها می گویند یا کاری که انجام می دهند توجه کنند فرزندان حس می کنند که کاملا مورد علاقه و توجه پدر و مادر خود هستند. بچه ها همیشه نیاز دارند که والدینشان به آنها مسوولیت بدهند، به این ترتیب با قوانین دنیای خارج نیز آشنا می شوند. پس تلاش کنید به بچه ها مسوولیت دهید. این روش به آنها یاد می دهد که اطرافیان بتوانند انتظارهای زیادی از آنها داشته باشند و وقتی دریابند که دیگران انتظارهایی از آنها دارند، تلاش می کنند به بهترین نحو کارهایشان را انجام دهند. بنابراین داشتن والدین قابل اعتماد، قابل پیش بینی و متوقع از فرزندان احساس امنیتی را در آنها به وجود می آورد که موجب می شود به دنبال انجام کارهای خوب بروند. همیشه حتی اگر شده در ظاهر به کارهایی که فرزندتان انجام می دهد علاقه زیادی نشان دهید و به عقاید او احترام بگذارید. به این ترتیب حس می کند که باز هم به او توجه می کنید و وجودش برای شما مهم است. این احساس به او نشان می دهد که مادر و پدر همیشه او را دوست داشته اند حتی اگر کار اشتباهی انجام بدهد و اینکه آنها همیشه و در هر حال حاضر هستند در بدترین شرایط نیز به او کمک کنند. یکی از راه هایی که می توانید با استفاده از آن به فرزندانتان نشان دهید که دوستشان دارید کلام است. شما به راحتی می توانید به آنها بگویید «دوستت دارم». البته لزومی هم ندارد که همیشه این جمله را بر زبان آورید خیلی وقت ها هم می توانید با استفاده از زبان بدن یعنی همان فرم و حالت های صورت به آنها بفهمانید که دوستشان دارید. تنها چیزی که مهم است این است که در بعضی از موقعیت ها واقعا لازم است که چه شفاها و چه غیرشفاهی به آنها بگویید دوستشان دارید. سعی کنید فرزندان خود را از حمایت های فیزیکی و مالی دریغ نکنید. بعضی وقت ها والدین فکر می کنند اگر نیازهای مادی فرزندانشان را برآورده کنند، کافی است. بچه ها نیاز دارند که والدینشان به آنها اهمیت دهند و آنها را مورد حمایت های مادی یا احساسی خود قرار دهند. نخستین فهم یک کودک از زندگی احساس دوست داشته شدن از جانب خانواده اش است، چون در غیر این صورت فکر می کنند که خانواده اش به او بی اهمیت هستند یا او را فراموش کرده اند. شما والدین باید حتما انتظارات واضحی از فرزندانتان داشته باشید یعنی دقیقا بدانید که از آنها چه می خواهید. داشتن چنین انتظاراتی موجب می شود که کودکان بدانند باید در چه مسیری قدم بردارند. بدون این انتظارات بچه ها نمی دانند باید چطور رفتار کنند و به راحتی اشتباه می کنند، چون نمی دانند که شما از آنها چه می خواهید. البته لازم به ذکر است که بچه ها همیشه دقیقا طبق انتظارات شما رفتار نمی کنند، اما با این حال همیشه به آنها تذکر دهید که از آنها چه می خواهید. این را بدانید که انتظارات شما باید مناسب سن و سال و توانایی های آنها و در عین حال منطقی باشد، باید برای فهمیدن این موضوع به پرسش های زیر نگاهی بیندازید، اگر جواب هر 3 تای آنها مثبت یعنی بله باشد پس انتظارهایتان تاکنون منطقی بوده است. 1 - آیا به فرزندان خود گفته اید از آنها چه انتظاراتی دارید؟ 2 - آیا زمانی که انتظارات شما را شنیدند آن را به گونه ای پاسخ دادند؟ 3 - آیا توانسته اند دقیقا کاری را انجام دهند که شما از آنها خواسته اید؟ بچه ها را برای انجام اعمال خوب تشویق کنید. به این منظور از آنها بخواهید کارهایی را که در توانشان است، انجام دهند. البته لازم به تذکر است که در موقعیت های مناسب فرزندان خود را تشویق کنید مثلا اگر او روزی نمره خوبی گرفت او را تشویق کنید، اما فکر نکنید برای انجام کارهای خوب انگیزه کافی را پیدا کرده است چون شاید در طول سال تحصیلی اش یک یا دو بار نمره خوب بگیرد یا شاید آنقدر نمره خوب بگیرد که تشویق زیاد اثر حقیقی خودش را از دست بدهد. وقتی بچه ها اشتباهی را مرتکب می شوند، حتما به آنها بگویید که اشتباه کرده و او را از دیدن تلویزیون یا بازی های مورد علاقه اش محروم کنید. بیشتر مادران در این موارد فرزندان خود را به اتاقی می فرستند که در آن جز صندلی یا در و دیوار چیزی وجود ندارد. به عنوان یک قانون کلی هر بار فرزندتان اشتباه کرد به ازای هر سال از سن اش باید یک دقیقه در آن اتاق بماند. به این ترتیب یک بچه 7 ساله باید 7 دقیقه در اتاق زندانی شود. البته یادتان باشد وقتی او را به چنین مکانی فرستادید دیگر با او جر و بحث نکنید. گریه و زاری و فریاد زدن های او جز یک دقیقه حساب نمی شود. باید دقیقا از زمانی که ساکت و آرام در اتاق نشست یک دقیقه ها را بشمارید و زمانی که فرصت اش تمام شد او را به بیرون از اتاق اش صدا کنید و دیگر هیچ جر و بحثی با او نکنید. یکی از روش های موثر در پرورش کودکان و نوجوانان دادن مسوولیت به آنهاست. البته این مسوولیت ها در نتیجه کارهای اشتباه آنان است. مثلا اگر فرزندتان کاری کرده است که فرش ها کثیف شده اند او را مجبور سازید تا فرش ها را جارو کند. یا اگر دختر و پسرتان با هم بر سر گذاشتن ظرف ها سرجایش دعوا کردند، مسوولیتی که به آنها می دهید این است که تا سه شب بعد هر دو با کمک هم ظرف ها را بشویند و سرجایش بگذارند. یعنی دقیقا مسوولیتی که به آنها می دهید در ارتباط با رفتارهای اشتباه آنان است. یکی از دیگر کارهایی که شما والدین باید انجام دهید این است که هنگام اشتباه فرزندان خود را از بعضی امتیازها محروم کنید مثلا اگر شبی یک ساعت فرزندتان دیر به منزل آمد شب دیگر به او اجازه ندهید که بیرون برود یا اگر دو تا از فرزندانتان سر تماشای تلویزیون و انتخاب کانال دلخواهشان با هم جر و بحث کردند تلویزیون را خاموش کنید و هر دوی آنها را آن شب از تماشای تلویزیون محروم کنید. هنگامی که بچه ها اشتباه می کنند باید از آنها بخواهید تلافی کار نادرست شان را انجام دهند. خود این موضوع در حقیقت تمرینی برای رفتارهای مثبت است. مثلا اگر برادر کوچک تری رفتار نامناسبی را با برادر بزرگ ترش انجام داد، باید از او معذرت بخواهد. عذرخواهی در حقیقت تمرینی برای رفتار درست است. آخرین روش برای پرورش کودکان دادن دلایل منطقی برای رفتارهای نادرست آنهاست، مثلا اگر فرزندتان قبل از غذا خوردن دست هایش را نشسته است، بشقاب غذا را از جلوی او بردارید و بگویید تو برای غذا خوردن آماده نیستی چون دست هایت را نشسته ای. رابطه نزديک والدين با فرزندان تحکيم رابطه بين مادر و دختر، پدر و پسر از مهمترين و پرشورترين نکات تربيتي است که از خلال آن پدر و مادر مي توانند بذر خصوصيات رفتاري و اعتقادي را در فرزندان بکارند که بعضي از اين نکات در اين مطلب که برگرفته از سايت شميم است را ذکر مي نماييم. 1- توجه به فرزندان از همان دوران خردسالي. 2- شوخي و مزاح و خوشرفتاري با آنها. 3- شناختن مشکلات فرزندان و کمک به آنها براي حل مشکلات. 4- به کودک اطمينان بدهند که به راحتي و بي پرده با والدين درد و دل کند و ناگفته هاي درونش را با آنها بازگو نمايد. 5- از خشونت و سختي بي مورد پرهيز شود. 6- گوش کردن به حرف هاي آنها و تشويقشان به اظهار نظرکردن درمسائل مختلف. 7- رعايت عدالت در ميان آنها و عدم تبعيض در رابطه با يکايک فرزندان. 8- فراهم آوردن زمينه براي مشارکت آنها در بعضي از مشکلات و معضلاتي که براي خانواده پيش مي آيد. 9- اشباع فرزندان از لحاظ عاطفي به طوري که دلسوزي پدرانه و مهرباني و مهرورزي مادرانه را احساس کنند چگونه ارتباط خود را با دیگران افزایش دهیم؟
چگونه ارتباط خود را با دیگران افزایش دهیم؟ 1)صريح وصادق بودن: سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم ، در گفته هاي خود صريح وصميمي باشيم واز هر نوع ابهامي اجتناب كنيم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي افتد وبه حدس وگمان متوسل مي شود واز واقعيت دور مي گردد. 2- احساسات خود را بيان كردن: بااحساس خود روراست باشيم ، سعي كنيم مشكلات زندگي واحساساتي كه داريم،باهمسر وشريك وباطرف مقابل خوددر ميان بگذاريم .حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آنها ميشود اگر مي خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول ومنطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم ، بهترين روش روراست بودن است واحساس خود را باوي در ميان گذاشتن است .اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم ويا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به ميان نكشيم ، مثل اين است كه دمل چركين ودردناكي را سرجايش گذاشته وبه حال خود رها كرده باشيم . 3- زمينه مشترك ونكات مشابه را يافتن : درجست وجوي زمينه هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشتر ا نكات مشترك ومشابه را بيابيم . اهداف ونيازها ونگرانيها را از نظر او نگاه كنيم وبراي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد اموراو را از ديد ونظر او ببينيم وبا پرس وجو ، از اموري كه نگراني او باعث شده ، متوجه گرديم ،همين نكات مشترك زمينه هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي توان بنا كرد ، عبارتي مثل : ((من وتو هردو همين را مي خواهيم ))را مي توان بيان نمود. 4- همدلي وهمدردي كردن: سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم . شادي وغم خود به حساب آوريم وموقعي كه او احساس غم مي كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم وبالعكس مساعي ما اين باشد كه سيستم حسي فردارتباط برقرار كنيم . 5- شنونده خوبي بودن: شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم .گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي شود تا او در نهايت آرامش خيال ، به طور واقع ، منويات قلبي واحساسات خود را با ما در ميان بگذارد وبرايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود. 6- سيستم روحي افراد را شناختن وتقليد از آنها: براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهيم وببينيم غالبا" از چه نوع كلماتي استفاده مي كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات ، تقليد از لحن صدا،حالات وحركات چشم ها به گونه اي با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهني شان مطابق باشد. 7- شخصيت افراد در نظر گرفتن: بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد ، برون گراست يا درون گرا ، براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده ها وارزشهاي براي آنها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهني شان با آنها رفتار كنيم وصحبت كنيم وبالعكس ، براي همدلي با برون گرايان به آنها نشان دهيم كه آنچه مي گويند وعمل مي كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است. 8- تقويت نمودن عزت نفس : براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم ، به كاستي هايمان پي ببريم ، جهت گيري هايمان را در قبال رويدادهاي مردم وشرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم وبا كمك حرمت نفس وارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرميشود وارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي يابد . 9- محترم شمردن احساس طرف مقابل : همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم،كوچك كردن همديگر،به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ،اثرتخريبي دارد،رفتار توام باظرافت وملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي شود،بلكه صفا وصداقت واقعي واعتمادكامل نيز در بردارد. 10- سكونت نمودن : سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است ويكي از جنبه هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد. 11- عدم افراط در موعظه: منظورمان را به صورت سخنراني ونصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم . موعظه مي تواند جنبه افراطي ومخرب درروابط داشته باشدومابايدسعي كنيم حداعتدال رانگاه داريم وبراي سخنانمان ارزش قائل شويم وجايي كه ازمانظرمي خواهند ، نظر بدهيم . 12- وقت وموفقيت شناس بودن : يادبگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشي،هيچگاه طرف مقابلمان رادست نيدازيم ،ازگفتن جملات وكلماتي كه باراخلاقي وفرهنگي مناسبي ندارنددربيان منظورمان ، خوداري نماييم ،شوخي كردن بايدباتوجه به موقعيت وزمان خاصي باشد . 13- مخالف نمودن به شيوه مناسب : ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث وجدلهاي مخرب ، مخالفت خود را نشان دهيم ، جرو بحثها غالبا" بابلند كردن صدا ، دادوفرياد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات وخلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي گيرد .اكثريت مردم فاقد روحيه خود پسندانه افراطي هستند ، به اين علت با تسلطي كه بر نفس خود دارند مي توانند از درگيري واهانت خود داري كنند .كسي كه مي خواهد شمارا خشمگين كندتاازكوره در برويدبهترين راه مقابله باآن برگزيدن روشن سازنده به جاي عكس العمل وروش مخرب ومنفي است كه اوبه آن توسل جسته است . 14)يكي بودن قول وعمل : سعي كنيم قول وعملمان يكي باشد .هنگامي كه خودمان براي گفته هاي خود ارزش قايل نيستيم ، چه انتظاري مي توان داشت كه ديگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامي كه ما قول مي دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم واگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده اي كه از عهده آن بر نمي آييم ، نكنيم روراست وصادقانه بگوييم نمي توانيم .پس براي اينكه ديگران را به خوبي درك كنيم بايد بتوانيم اطلاعات را به خوبي از آنها كسب كنيم واين امر منوط به توانايي ما در دقيق گوش كردن ، دقت نظر ، همدلي ، طرح سئوالات مفيد وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سيستم حسي فرد ديگر ، مشاهده همه چيز از نگاه او وسر در آوردن از نيازها وعلايقش به ما كمك مي كند كه اطلاعات را به نحوي دريافت كنيم كه به سهولت قايل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسي ارتباط ، همان درك شدن ودرك كردن است . زندگي يك مسابقه صرف نيست،مي توانيدبا اشخاص به گونه اي رفتار كنيد كه هركس خودرا يك برنده در نظر بگيرد واحساس پيروزي كند. شرايط پيروز شدن يكي وباختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تنها روي ديگران ، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر جاي مي گذارد .وقتي با ديگران همگام مي شويم در واقع به دورن آنها مي رويم ودر ذهن آنهاجا مي گيريم ودر ارتباطمان بايد سعي مان در افزايش وارتفاء بيش ازبيش اين رفتارهاباشدودرنتيجه تجربه اي از آنها پيدا كنيم.همگام شدن موثربه ماامكان مي دهد با ديگران برخورد همدلانه وبه ياد ماندني داشته باشي کنترل شدید کودکان و زیانهای آنطبیعت خود بهترین مربی و معلم برای پرورش استعدادها و نیرو هاست .آنچه رامابوسیله پدران و مادران نمی آموزیم بناچار طبیعت آنهارا به ما خواهد آموخت . درسهايي از برنامه آموزشي ژاپن براي ايران.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||